جا مانده ….

از کـاروان اربعیـن جـا مـانـدم اربــاب
حـالِ بـد ِایـن نوکـر شرمنـده دریـاب


از کـودکــی ورد زبــانـم بــوده نـامت
کرده مراشش گوشه ات بیتاب بیتاب


دردم اگر ، درمـان هـر دردم تـو هستی
من چون شب تارم تویی تابنده مهتاب


ما را چه غم از وحشت و طوفان غمها
آنکـه تـو را دارد نـدارد تــرس سیــلاب


در روز محشر شافعی همچون تو دارم
مهـرت نجـاتم میـدهد از چنگ گرداب


سنـگ صبــورم ،نـوکـری نـالایــق امـا
از کــاروان اربعیــن جــا مانـدم ارباب

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.