(داستان کوتاه)خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست

نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود.
پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را فردا اعدام کنید.
نجار آن شب نتوانست بخوابد.

همسر نجار گفت:
مانند هر شب بخواب.
پروردگارت یگانه است و درهای گشایش بسیار.
کلام همسرش آرامشی بر دلش ایجاد کرد و چشمانش سنگین شد و خوابید.
صبح صدای پای سربازان را شنید.


چهره اش دگرگون شد و با ناامیدی، پشیمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دریغا باورت کردم.
با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجیر کنند.

دو سرباز با تعجب گفتند:
پادشاه مرده و از تو میخواهیم تابوتی برایش بسازی.
چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت.

فکر زیادی انسان را خسته می کند.
درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبیر کننده کارهاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.