شمع

مردی در بستر مرگ ا�تاده بود. همسرش را �راخواند تا نزدش بیاید و به او گ�ت: «دیگر زمان وداع ابدی من و تو �رارسیده است؛ پس بیا و برای آخرین بار به من مهر و و�اداری خود را ثابت کن...

 Ú†Ø±Ø§Ú©Ù‡ در مسلک ما Ú¯Ù�ته شده مرد متاهل هنگام گذر از دروازه بهشت باید سوگند بخورد Ú©Ù‡ تمام عمر کنار زنی والا زندگی کرده است. در کشوی میز من شمعی قرمز هست،  Ø§ÛŒÙ† شمع متبرک است Ùˆ آن را از کشیشی گرÙ�ته‌ام Ùˆ برای همین ارزشی بسیار دارد. سوگند بخور تا زمانی Ú©Ù‡ این شمع وجود دارد دوباره ازدواج Ù†Ú©Ù†ÛŒ.»

زن سوگند خورد و مرد م�رد. در مراسم تشییع جنازه مرد، زن بالای قبر ایستاده بود و پذیرای تسلیت اقوام بود و شمع قرمز روشنی در دست داشت و تا تمام شدن آن بالای سر قبر ایستاد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.