مکاتبات

گاهی روی کاناپه‌ی چرمی بنشین و  به مقابلت نگاه کن
گاهی بایست مقابل پنجره 
در حالی که آ�تاب بر موهای س�یدت تابیده، خیره بمان به جاده‌ای که می‌گ�تی جاده‌ی ابریشم است
گاهی لخت لب تخت بنشین، دست‌ها را گره کن و در خودت خم شو
گاهی در وان حمام دراز بکش و به دست‌های من بر زانوهای زیبایت �کر کن
گاهی در خیابان مقابل ویترین مغازه‌ای بایست
گاهی در تاریکی خیابان خم شو سمت مردی و بگو آتش
گاهی و در هر حالتی از خودت عکس بگیر و برای من ب�رست، می‌خواهم خیال کنم پیش تو هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.